یریه حمایت از آسیب دیدگان اجتماعی)
8. کانون دانشجوی زیست شناسی
9. کانون دانشجوی کارشناسی ارشد
10. کانون دانشجوی ترویج گیاهان دارویی
از دیگر بخش های فرهنگسرای دانشجو می توان به فروشگاه کتاب، کتابخانه و بخش اداری اشاره کرد.
نمونه های خارجی
مرکز فرهنگی فناوری های فضایی اروپا
مرکز فرهنگی فناوری های فضایی اروپا اساسا مکمل و مویدی بر فرهنگ محلی و فعالیت های اجتماعی مرکز اجتماعات سابق در Vitanje شهری در اسلوونی که زادگاه Herman Potocnik Noordung اولین تئوریسین دانش های فضایی بوده است.این پروژه شامل رویداد ها و نمایش های فرهنگی و فعالیت های علمی چون تحقیق و کنفرانس ها می باشد.
ساختمان دارای یک سری حلقه های به هم پیوسته است که بر روی یکدیگر قرار گرفته اند تا سازه ای یکپارچه و شیبدار ایجاد کنند.طراحی ادغام دو کاربری در یک بنای واحد است:یک مرکز اجتماعات علمی،تالار چند منظوره دایره ای شکل ،کتابخانه محلی و موزه فناوری های فضایی همراه با نمایشگاه ها و فضاهای تحقیق.
KSEVT فعالیت های خاص عمومی،فرهنگی،اجتماعی و علمی را در کنار نمایشگاه های موقت و دائم ،کنفرانس ها و فعالیت های باشگاه های آموزشی در بر می گیرد.
ایده طراحی برای ساختمان KSEVT از فرود اولین ایستگاه فضایی برگرفته شده است که در کتاب Noordung با عنوان “مشکلات سفر به فضا _موتو راکت” در سال 1929 توصیف شده بود.
فضاهای اصلی نمایشگاهی دایره واردر اطراف تالار اصلی می گردد که با فضاهای تحقیقاتی بالا از طریق یک بازشوی دایره ای شکل در ارتباط است .این کار تعاملی بین جامعه محلی و برنامه های KSEVTایجاد می کند.
این بنا به فضاهای عمومی شهر وسعت می بخشد با حظور حجیم و پویای خود رابطه ای بین کلیسای اصلی که بر روی تپه ای در مرکز شهر واقع است ایجاد می کند بدین ترتیب فرهنگ و علم را در موقعیتی برابر با دین و کلیسا قرار می دهد.
ایستگاه فضایی Noordung به عنوان یک ماهواره ساکن طراحی و از سه قسمت تشکیل شده است:ایستگاه انرژی خورشیدی، رصد خانه و یک ماشین برای سکونت انسان.بعداز گذشتن چندین دهه از اندیشه سکونت انسان در فضا ،این ایده هنوز یکی از انقلابی ترین و دست نیافتنی ترین ایده ها باقی مانده است.
ماشین سکونت انسان یک ساختمان دایره ای شکل است که درآن نیروی جاذبه مصنوعی به وسیله نیروی گریز از مرکز ایجاد شده است.
این روش ساده ترین و در عین حال بهترین روش برای شبیه سازی سکونت انسان در حالت بی وزنی است.از آنجا که ما به این وضعیت عادت نداریم تاثیراتی منفی در دراز مدت بر بدن ما خواهد گذاشت.یک ایستگاه با این چرخش همچنین می تواند لحظه مناسبی از فرود سفینه های فضایی را نمایش دهد با توجه به این نکته که هنوز نیروی جاذبه زمن بزرگترین مانع برای آن است.
سازه بنا متشکل از بتن یکپارچه می باشد که آزادانه در بین جاده اصلی و رودخانه ای با ساحلی سرسبز قرار دارد.بیرون و درون بنا از دو سیلندر کم ارتفاع تشکیل شده است.سیلندر زیری بزگتر است و شیب مثبتی از شمال به سمت جنوب دارد.در حالی که سیلندر بالایی کوچکتربه سیلندر زیری در جنوب بنا متصل می گردد و در جهت مخالف شیب دارد.سیلندر زیری توسط سطح شفاف و شیشه ای ورودی نگه داشته شده است.
در بیرون تاثیرات پویای بین سیلندر ها وجود دارد که توسط حلقه های تمام شیشه ای در اطراف بنا تقویت شده است.به نظر می رسد ساختمان شناور است و از جوانب جنوبی و غربی به سمت جاده اطراف در حال چرخش است.بنا به دلیل جهتگیری به سمت زمین در جهات دیگر اتصالی قوی با بستر خود دارد.
تاثیرات فضایی بنا حس یک گرانش مصنوعی ،شناور بودن و چرخش را می دهد.بنا دو ورودی دارد،ورودی اصلی از میدان روبه روی بنا در قسمت جنوب شرقی که به فضای مرکزی منتهی می شود و ورودی شمال از سمت زمین شنی که در بالای رودخانه قرار دارد.
هشتی می تواند از فعالیت های درون تالار به وسیله یک پرده جدا شود .ورودی شیشه ای می تواند کاملا باز شود و فعالیت های داخل تالار با میدان ادغام گردد .تالار دایره ای شکل با ظرفیت 300 نفر از دو طرف با شیبراهه ای دایره مانند احاطه شده است.این نمایانگر آغاز فضای نمایشگاه است که از این نقطه تا پیش آمدگی سیلندر بزرگتر ادامه می یابد.
در غرب بنا دفاتر کوچکتری در طول شیبراهه وجود دارند .جهت صعود این شیبراه نشانگر گذار از فضای روشن تالار به فضای تاریک نمایشگاه است.
ارتباط عمودی بین پله و آسانسور بزرگ فضای نمایش را به طور مستقیم به هشتی متصل می کند.فضای نمایشگاه از طریق پایین آمدن و قرار گرفتن در میان راه پله و آسانسور به سیلندر کوچک ،تالا چند منظوره و تالار کنفرانس بالای تالار اصل هدایت می شود.از این مکان می توان فعالیت هایی که در تالار اصلی روی می دهد را مشاهده کرد.
سیلندر کوچک در بالاترین و شمالی ترین بخش خود به باشگاه محققان تاریخ فناوری های فضایی اختصاص یافته است که در آن می توانند فارغ از رویداد هایی که در پایین بنا رخ می دهد بر روی کار خود تمرکز کنند.
علاوه بر برنامه ها و مکان یابی خاص پروژه ،همکاری 4 دفتر معماری در پیشبرد کار بسیار منحصر به فرد است.ایده این همکاری در اولین جلسه ایجاد شد که در آن سرمایه گذار 4 دفتر را به همکاری در مسابقه ای داخلی دعوت کرد و در آن جا مسئولین دفاتر تصمیم گرفتند پروژه را با همکاری یکدیگر انجام دهند.
ایده اولیه از کارگاه های جدی و سختگیرانه دفاتر برخاسته است و سپس در مراحل مختلف پیشرفت پروژه در میان تمام دفاتر به اشتراک گذارده شد.
مرکز فرهنگی ژان ماری تجیبائو
مرکز فرهنگی ژان ماری تجیبائو اثر رنزوبیانو
ساخت مرکزی برای بیان فرهنگی کاناک تصمیمی بود که دولت فرانسه در طی کنفرانس صلح پس از شورشهای سال 1984 و 1988 در کالدونیای جدید اتخاذ کرد. این مرکز به نام رهبر کاناک که در سال 4989 کشته شد، نامگذاری شده است. آژانس توسعه فرهنگ کاناک به ریاست ماری کلود تجیائو، مسابقه ای بین اللملی برگزار کرد که رئیس جمهور فرانسه نیز حمایت از آن بر عهده گرفت.
این مکان بسیار زیبا حدود ده کیلومتری شرق نومه قرار دارد این پیشامدگی به شکل شبه جزیره ای است بین اقیانوس و تالاب. این موقعیت تضادهای قوی ایجاد می کند زیرا یک طرف آن رو به بادهای غالب و آبهای عمیق است. حال آنکه جانب دیگر رو به تالاب و بسیار آرام است. طرح پروژه از شکل محل و برجستگی آن گرفته شده است. طرح در طول یک ستون فقرات امتداد می یابد که تیغه تاج شبه جزیره را دنبال می کند. همچون در دهکده های کاناک، جاده سبب انسجام مجموعه می شود بناها در دو طرف در سه گروه ساختمانی قرار دارند بی آنکه تقارن خاصی داشته باشند و باغهایی آنها را از هم جدا می کنند به این ترتیب سه دهکده ایجاد شده است که هر کدام جزیره ای است با کارکردی معین با فضاهایی برای نمایش فرهنگ سنتی و معاصر.
فصل سوم
مبانی نظری طرح
رابطه دین و فرهنگ
پس از شناخت سه نوع تعریف از فرهنگ، اینک به موضوعات همسوورابطه میان آنها می پردازیم
دین که عبارت است از مجموعه ای از باورهای قلبی و رفتارهای عملی متناسب با آن باورها اگر با گونه ی نخست از تعاریف فوق مقایسه شود، جزء فرهگ تلقی می شود؛ زیرا فرهنگ در این دیدگاه هم شامل باورهای قلبی دینی و غیردینی و هم شامل رفتارها و اخلاق و آداب و رسوم دینی و غیردینی است. از این رو، «دین» جزء «فرهنگ» و زیرمجموعه ای از آن تلقی می شود.
چرا انسانها در جوامع دینی برای چیزهایی علاوه بر اموری که سایر انسانها آنها را خوب یا بد می دانندارزش مثبت یا منفی قایل اند. به عبارت بهتر، منشأ خوبی و بدی چیست. اما اگر دین را با گونه ی دوم از تعاریف مقایسه کنیم، از آنجا که در این نوع از تعاریف ظواهر رفتار و آداب و رسوم به عنوان فرهنگ شناخته می شوند، رابطه ی دین با فرهنگ بسان دو مجموعه ای که فقط در بخشی از اعضا مشترک هستند قابل شناسایی است، و در این دیدگاه نه دین کاملاً جزء فرهنگ است و نه فرهنگ زیر مجموعه ای از دین می باشد.
شاید بتوان گفت تعریف فرهنگ به عاملی که به زندگی انسان معنا و جهت می دهد، منطقی ترین سخن در تعریف این واژه می باشد، اما پیش از هر چیز باید روشن کنیم که معنادار بودن زندگی انسان یعنی چه؟
اگر برخی رفتارهای انسان را با حیوانات مقایسه کنیم، خواهیم دید علی رغم برخی تفاوت های شکلی، ماهیت این دو گونه رفتار یکی است. به عنوان نمونه: انسان و حیوان هر دو به هنگام گرسنگی به دنبال غذا و رفع گرسنگی می روند و خود را سیر می کنند. اما در عین حال، علی رغم جابجایی فیزیکی و سیر شدن که در انسان و حیوان بطور یکسان واقع می شود، ممکن است رفتار انسان بار ارزشی مثبت یا منفی بیابد. مثلاً اگر انسانی غذای دیگری را بدزدد و خود را با آن سیر کند، عمل وی دزدی، غصب و تجاوز به حقوق دیگران تلقی می شود که همگی بار ارزشی منفی دارد. همچنین در جامعه ی دینی یک سلسله از رفتارها وجود دارد که دارای ارزش مثبت و یا منفی هستند. به عنوان نمونه، غیبت کردن و روزه خواری در اسلام دارای ارزش منفی، و رازداری و روزه گرفتن دارای ارزش مثبت اند. نکته ی حائز اهمیت در این میان این است که چرا انسانها در جوامع دینی برای چیزهایی علاوه بر اموری که سایر انسانها آنها را خوب یا بد می دانندارزش مثبت یا منفی قایل اند.
آقای علی باقری در کتاب نقش فرهنگ در تحول دین و دولت مسلمانان در تعریف فرهنگ می نویسند: 
فرهنگ از متن قدیمی اوستایی و پهلوی فَرَهَنگ است . فَرَ به معنای پیش و هَنگ به معنای قصد و آهنگ است . هنجیدن و انجیدن به معنای بیرون کشیدن و بیرون آوردن : هنج و هنگ در دودهنگ یا دو دهنج به معنای دودکش است . واژه آهنگ به معنی قصد و اراده و عزم و همچنین موزونی در ساز و آواز است .    
فرهنگ از متن قدیمی اوستایی و پهلوی فَرَهَنگ است . فَرَ به معنای پیش و هَنگ به معنای قصد و آهنگ است .
واژه آهنگ به معنی قصد و اراده و عزم و همچنین موزونی در ساز و آواز است . فرهیختن و فرهختن و فرهنجیدن از همین ریشه است . به معنای آموختن ادب ، تربیت کردن.
کلمه فرهنگ در متون قدیمی پهلوی ، از جمله کارنامه اردشیر بابکان و دینکرت و غیره هم آمده است در فرهنگ رشیدی آمده است : ” فرهنج و فرهنگ ادب و اندازه و حد هر چیزی ، و ادب کننده و امر به ادب کردن بر این قیاس فرهنجیدن و فرهنجیده و فرهنجید . 
در قابوس نامه آمده است : بر مردم واجب است چه بزرگان و جه فروتنان ، هنر و فرهنگ آموختن . در تاریخ بیهقی آمده است : هر ولایتی را علمی خاص است ، رومیان را علم طب است ، هند را تنجیم و حساب و پارسیان را علوم نفس و فرهنگ .
در شاهنامه آمده است
ز فرزانگان چون سخن بشنویم به رأی و به فرمانشان بگرویم
کزیشان همی دانش آموختیم به فرهنگ دل ها بر افروختیم
سعدی
هر چه خواهی کن که ما را با تو روی جنگ نیست پنجه با زورآوران انداختن فرهنگ نیست. 
مولوی
دشمن عقل که دیده است کز آمیزش او همه عقل و همه علم و همه فرهنگ شدیم.
فرهنگ در دوران اخیر
چند دهه است که واژه فرهنگ مجدداً وارد زبان فارسی شده است و در مقابل: 
Culture و educationبکار گرفته شده است. جوامع غرب ، تمدن مدرن را با شوق کشف همه چیز بنیان نهادند. آنها محدوده طبیعت و کره زمین را برای شناسائی پدیده ها و جوامع گوناگون درنوردیدند. واژه کولتور را که در اصل به معنی کشت و کار بود ، ابتدا در آلمانی به کار گرفتند ، تا آن که به علوم اجتماعی رسید. آشنایی ایرانیان با مفاهیم اساسی جامعه شناسی از جمله کولتور ، آنها را به واژه فرهنگ هدایت کرد. واژه فرهنگ در زبان فارسی قدمتی کهن و دیرینه دارد ، و نه تنها در اولین نثرهای فارسی دری ، که در زبان پهلوی هم بسیار دیده شده است. در زبان فارسی از مصدر فرهیختن، کلمات بسیاری جدا شده است ، از جمله خود کلمه فرهنگ است . فرهیختن به معنای علم و ادب و هنر می باشد ، و اساساً در زبان پهلوی فرهنگستان به معنی محل آموزش، یا آموزشگاه بوده است . واژه فرهنگ برای مدتی از یادها رفته بود تا آن که در سال ۱۳۱۴ با تأسیس فرهنگستان ایران ، و تبدیل وزارت معارف به وزارت فرهنگ مجدداً در سطح جامعه مطرح شد ، واژه فرهنگ در ایران در ابتدا در مقابل edcation ، آموزش و تربیت مطرح شد. فرهنگیان کسانی بودند که در کار آموزش و پرورش جامعه بودند ، تا آن که فرهنگ در مقابل Culture مطرح شد . و آموزش در مقابل education رفت.
تحول معنای فرهنگ
فرهنگ از ابتدای پیدایش مفهومی واحد و مشخصی نداشته است . اما ظاهراً از اواخر قرن ۱۸ در مطالعاتی که مستشرقین و صاحبنظران تاریخ ، در باب تمدن جوامع گوناگون جهان داشته اند ، این مفهوم شکل گرفته و ظاهر شده است . این مورخان توجه چندانی به تاریخ سیاسی و نظامی نداشته اند . بلکه توجه به روش زندگی جوامع داشته و اسناد زیادی درباره ادوار تاریخی و تمام جوامع شناخته شده جمع آوری کردند ، از دید آنان تاریخ جهان تاریخ پیشرفت بشریت است و مطالعه تطبیقی جوامع و تمدن ها آثار این پیشرفت را به خوبی نشان می دهد ، از دید آنان تاریخ تطبیقی می باید امکان تمیز و تشخیص ادوار تاریخی جوامعی را که مراحل متفاوت پیشرفت بشری نشان داده است فراهم آورد ، بدین منظور این محققان لحظات تاریخی را که با افزایش شناخت و معرفت ، گسترش هنرها ، آداب ، رسوم و بهبود نهادهای اجتماعی همراه است مشخص می کردند و بدین سان می توانستند از یک دوره پیشرفت سخن برانند. 
واژه فرهنگ Culture از فرانسه عاریت گرفته شد . که در قرون وسطی به معنای پرستش مذهبی بود. سپس به معنای پاشیدن بذر در زمین بکار رفت ، و سرانجام در قرن ۱۸ به معنای تربیت روح شد . 
در این دوران در اروپا از جمله آلمان واژه فرهنگ برای بیان تکامل در پیشرفت بکار گرفته شد . در ۱۷۸۲ یوهان کریستف آدلونگ مقاله ای تحت عنوان ” مقاله ای راجع به تاریخ فرهنگ نوع بشر ” تدوین کرد و ۸ مرحله تاریخی برای انسان از ابتدا تشخیص داده و آن را با مراحل زندگی فردی مقایسه کرد پس از او صاحبنظران دیگر کوشیدند در تبین واژه فرهنگ از تاریخ تمدن بهره گیرند . 
در این دوران واژه فرهنگ به معنای پیشرفت فکری یک شخص و یا به عبارت دیگر برای ایجاد پیشرفت فکری بکار رفت ، و پس از آن معنای وسیع تر گرفت ، و از طریق تمثیل برای مشخص کردن پیشرفت فکری و اجتماعی انسان بطور عام و جماعات و بشریت بکار گرفته شد . و برای اولین بار معنای جمعی پیدا کرد . اما باز هم در بطن خود به معنی حرکتی به جلو ، بهتر شدن و شدن بود. 
البته در دیدگاه فلسفه عمومی تاریخی (چنان که در نزد هگل بود) این معنی بکار نرفت ، هگل،که از مفهوم عقل و خرد استفاده می کرد . و به دنبال انجام یک کار فلسفی بود . در حالی که جامعه شناسان به جای کار فلسفی دنبال رویه و کار علمی بودند . آنان به آثاری در زمینه مردم نگاری روی آوردند . این یکی از وجوه جالب مفهوم جامعه شناختی فرهنگ است که از تاریخ سرچشمه می گیرد و فلسفی نیست . 
در زبان انگلیسی مفهوم کلمۀ فرهنگ تحولات دیگری می یابد ، این واژه اولین بار توسط E. Btylor در کتاب Primitive Culture که در سال ۱۸۷۱ نوشته شد ، به کارگرفته شده است تایلور عناصری را که برای ساختن مفهوم فرهنگ لازم داشت از گوستاوکلم Gvstav Klem گرفت او در سال ۱۸۵۲ اثر عظیم خود تحت عنوان تاریخ جهانی فرهنگ را در ده جلد منتشر کرد ، به دنبال آن دو جلد کتاب علم فرهنگ را نوشت ، تایلور فرهنگ را مترادف با تمدن می داشت ، او در ابتدای کتاب خود تعریض از فرهنگ ارائه می دهد که پس از او بارها نقل شده است ، فرهنگ یا تمدن به مفهوم قوم نگاری عام خود ، مجموعه پیچیده ای است مشتمل بر معارف ، معتقدات ، هنر ، حقوق اخلاق ، رسوم و تمام توانایی و عادتی که بشر به عنوان عضوی از یک جامعه دریافت می کند . این تعریف یک توصیف است . و بر این مسأله تأکید دارد که فرهنگ دیگر به معنای پیشرفت یا شدن نیست ، بلکه مجموعه ای از امور واقع است که مستقیماً در یک مقطع زمانی خاص قابل مشاهده است که حتی می توان آنها را دنبال نمود . 
کمی بعد مفهوم انسان شناختی فرهنگ متولد شد ، این مفهوم توسط اسپنسر بکار رفت ، و بعد توسط نخستین انسان شناسان انگلیسی و آمریکائی ، مانند سافر،کلر ، مالینوفسکی ، لوی ، بواس ، بندیکت استعمال شد . در ایالات متحده ، میان انسان شناسی طبیعی و انسان شناسی اجتماعی تفاوت قائل می شدند، امریکایی هم به این تفاوت توجه زیادی کرده اند . 

  • 2
دسته بندی : پایان نامه